بیا تا برویم .......

اي دوست به لب دريا دردانه كجا يابي در كام نهنگان رو گر می طلبی کامی

سنگاپور

صبح روز دوم با خوردن یک صبحانه خوشمزه و دلچسب ونسکافه و کاپوچینوهای  فوق العاده هتل گالری  راهی گشت شهری که روی تورمون بود برای دیدن سنگاپور شدیم


رستوران هتل گالری  

 

ابتدا به یک مرکز جواهر سازی رفتیم که مثل سایر تورهای شهری برای گرفتن پورسانت توسط لیدرها بود که خیلی هم وقت گیر نبود و بدک نبود بعضی ها خرید هم داشتن از ، از اونجا راهی باغ ارکیده شدیم ، ورودی باغ ارکیده نیاز به هزینه جدا داره  که زیاد هم نبود ولی وقت کم وما هم نرفتیم  خیلی باید جای قشنگی باشه ، ما به بازدید از باغ گیاه شناسی و دریاچه بسیار زیبای اونجا با درختان و گلها خاص پرداختیم ، محیطش برا عکس گرفتن عالی بود بود و بسیار باغ زیبای بود ، وقت بازدیدمون  اونجا کم بود و جا داشت بیشتر وقت بزاریم و اونجا باشیم و کامل همه جاشو ببینیم  ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 14:27  توسط یک دوست  | 

سفرنامه سنگاپور

 

 

صبح بعد از صبحانه وسایل رو جمع کردیم و یک چمدون پر از وسایل اضافی رو تحویل هتل دادیم که بارمون سبک تر بشه برا سنگاپور ، ماشین ون سر ساعت اومد دنبالمون و گروه ما به همراه یک زن و شوهر مسن که پزشک بودن و از هتل دیگه به ما ملحق شدن راهی ایستگاه اتوبوس های سنگاپور شدیم ، راننده بلیط ها رو تحویل ما داد و ما رو جلو ایستگاه پیاده کرد، اتوبوس های مسیر مالزی به سنگاپور دو طبقه بود و صندلی ما طبقه دوم جلو اتوبوس بود که  کلا شیشه و ویو خیلی خوبی داشت ، از همه بهتر صندلی های این اتوبوس بود که بزرگ و جا دار همراه ماساژور ، حدود 5 الی 6 ساعت تو راه بودیم که مسیر سر سبزی هم بود و از طریق یک پل بزرگ که مرز بین این دو کشوره واره سنگاپور شدیم ، همون ابتدا کار تفاوت کاملا مشخصه ، تو مرزبانی مالزی پاس هامون رو بدون هیچ معطلی مهر خروج زدن و دوباره سوار بر اتوبوس راهی مرزبانی سنگاپور شدیم ، چمدون ها رو تحویل گرفتیم و به قسمت چک پاس رفتیم ، ویزای سنگاپور رو پاس نمیخوره و جداست ، سالن بزرگی بود و مامور های مرزی مرتب و شیک در حال انجام وظیفه بودن ، تعداد زیادی دانش آموز انگلیسی هم زمان با ما وارد شدن و جلو تر از ما تنها با پاس بریتانیایشون عبور کردن و چون جزء سه کشور اول معتبر بودن پاسپورت هستند و با پاسشون به 173 کشور جهان بدون ویزا می تونن سفر کنن ، پاس ایران فکر کنم با اعتبارتر از افغانستان ، عراق ، سومالی و پاکستان باشه تو رده بندی از آخر !!! خلاصه  بدون مشکل از مرز عبور کردیم و راهی سنگاپور  شدیم ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 18:38  توسط یک دوست  | 

ادامه سفرنامه مالزی - کوالالامپور

از سفرنامه مالزی خیلی وقته گذشته و وقت نشد کامل کنم ، اینجا می خوام یه مقدار کلی دربارش توضیح بدم تا اونجایی که یادم مونده ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393ساعت 18:51  توسط یک دوست  | 

سفرنامه اوکراین روز اول کی یف

نمیدونم چرا تو این پرواز راحت نبودم یک جورایی بود مخصوصا موقع فرود حالم خوب نبود واسترس داشتم ، هوا تازه داشت روشن می شد که از هواپیما خارج شدیم ، تصور سرمای بسیار شدیدی رو داشتم که اصلا این جور نبود

کلا همگی با یک اتوبوس وارد سالن شدیم و خوشبختانه یک سرویس بهداشتی خیلی تمیزی هم همون اول داشت که با شستن صورت حالم بهتر شد ، وقتی ما رسیدیم پشت گیت چک پاس همه رفته بودن و ما بودیم فقط اون قسمت خیلی خلوت بود و پرواز دیگه ایی هم نبود ، مامور کنترل تا پاس ما رو دید ما رو راهنمایی کرد به یک اتاق که یک  مرد و زن با یونیفرم نظامی و مسئول مرزبانی اونجا بودن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 16:43  توسط یک دوست  | 

سفرنامه اروپای شرقی - اوکراین

   تصمیم به سفری گرفتم که از دیرباز در اندیشه سفر به آن بودم که چندین بار بنا به دلایلی نشد ، ولی از مرداد ماه امسال  با دیدن چندین اگهی از تور اوکراین بدجوری  مخ مخه رفتن منو جذب می کرد  ، اخبار هم از جنگ و نا آرومی اوکراین می گفت ، بسیار تحقیق کردم ، دوستی بسیار صمیمی هم خوشبختانه در اوکراین دارم که 6 ساله در اونجا زندگی میکنه و با تائید اون  این اطمینان برام به وجود آومد که هیچ خبری در کی یف پایتخت اوکراین نیست و شهر امن امن است و در گیرهای جزئی در مناطق شرقی اوکراین وجود داره که هیچ ربطی به کی یف نداشت ، به گروه دوستان که معمولا سفرهامون رو با هم برنامه ریزی می کنیم  پیشنها د دادم  همسفر شدن  ، رو که یکشون سریع جواب منفی داد به خاطر جنگ و دیگری جواب مثبت ، شروع به قیمت گرفتن از آژانس های مختلف کردم که تعدادشون هم خیلی کم بودتا خوشبختانه با یک مجری مستقیم آشنا شدم که انصافا قیمت خوبی بهم پبشنهاد داد و برعکس آژانس های  دیگه برای خرید مشتری اصرای نداشت و البته خیلی خوب منو راهنمایی کرد و الان آشنایی خوبی با هم پیدا کردیم ، خلاصه بخاطر اینکه بیشتر به سرمای هوا نخوریم برنامه ریزی کردیم برای 11 مهر ماه بود که اونجا باشیم هر چند از لحاظ کاری فشار کاری زیادی داشتم این ماه ولی چاره ایی نبود باید میرفتم ! ، خیلی سریع مدارک که شامل پاسبورت ، عکس بدون روتوش 3*4، گواهی اشتغال به کار یا جواز کسب ، پرینت حساب بانکی که بنظرم هر چه بیشتر بهتر، باید بالای 15 میلیون موجودی باشه برای هر نفر ، من 2 تا صورتحساب ارائه دادم برای کل خانوداه از دو بانک مجزاء ، کپی شناسنامه و فرم مشخصات فردی و پاس ها و ویزاهای قبلی که نشون بده اهل سفر هستید  رو برای خودم همسرم و عسلی بابا و همین طور خانواده دوستم آماده کردیم که بفرستیم برا آژانس که در اولین فرصت برامون وقت سفارت بگیره .

 دقیقه آخر دوست گرام از سفر اونم به بهانه نا امنی اونجا انصراف داد که اگه قول همراهیشون نبود میتونستم طور دیگه برنامه ریزی کنم و با عزیزان دیگه خودم همسفر بشم ...،

ولی در برنامه خودم تغییری ندادم  به این موضوع اعتقاد دارم هر وقت تصمیم به کاری بگیرم باید انجام بدم شاید دیگه فرصتی پیش نیاد .....  مدارک سه نفرمون رو فرستادم برا آژانس روز چهارشنبه مدارک دستشون بود و همه چیز کامل ، برای اولین فرصت روز دوشنبه وقت سفارت داشتیم و ساعت 8:30 صبح روز دوشنبه البته با یک خورده معطلی سفارت اوکراین رو توی خیابون ونک پیدا کردیم که چندین نفر هم منتظر مصاحبه بودن ، شخصی که قرار بود مدارک رو به ما تحویل بده پیدا کردیم و توضیحات لازم راجع به سوالاتی که قراره ازمون بشه و جواب هایی که باید بدیم همراه برگه گشت شهری و مشخصات شرکت دعوت کننده در اوکراین و ..... بهمون داد و مدارک ما رو که شامل  با خودش برد داخل ما هم بیرون منتظر بودیم یک 2 ساعتی طول کشید تا نوبت ما شد ، افسرمربوطه که خانمی اوکراینی بود ابتدا گفت خودم رو معرفی کنم و بعد قصد سفر به اوکراین رو پرسید و.... سوالات به فارسی بود و هیچ مشکلی نبود خیلی خونسرد سعی کنید جواب بدید و بیشتر اگه قصد سفر توریستی دارید ، تاکید کنید که اهل تفریح و سفر هستید و برای استراحت و تفریح قصد سفر دارید و از جاذبه های دیدنی شهرکی یف تعریف کنید و....... بعد من با همسرم خیلی خلاصه تر مصاحبه شد و قرار شد 16 روز بعد خبر ویزا رو به ما بدن ، یک جورایی دو دل بودم به اینکه ویزا می دن یا نه 50-50 بود برام برای همین 100% خودمون رو آماده سفر نکردیم جواب ویزا ما 16 روز بعد یعنی روز چهارشنبه ساعت 16:30 میومد و پروازمون جمعه ساعت 3 صبح بود یعنی همه چیز دقیقه نودی بود و ما باید فرداش پنچ شنبه صبح خودمون رو میرسونیدم تهران برای گرفتن مدارک و سفر ، طی این مدت یکسره با دوست عزیزم که اوکراین زندگی می کنه در تماس بودم چون قرار بود کل 7 روز رو اونجا با ما باشه که این برامون خیلی امتیاز باارزشی بود ، به همین خاطر تصمیم گرفتم در آپارتمان اونجا  اقامت کنیم که در اوکراین خیلی هم رایجه و مناسب ، که همه با هم باشیم اونجا ، دوستم تو شهر دیگه اوکراین زندگی میکنه و به خاطر ما می خواست بیاد کی یف .

کارم شده بود این چند روز از سایتهای www.booking.com و .... قیمت و محل آپارتمان در آوردن حتما می خواستم آپارتمانمون مرکز شهر و نزدیک خیابون خرشتاتیک و میدان اسقلال باشه ، خلاصه کلی گشتیم و با دوستم مشورت کردم که اگه بشه از طریق ویزا کارت بتونم یکیشو اوکی کنم ، ما یک آپارتمان 2 خوابه می خواستیم ، لازم به توضیح که اونجا به یک آپارتمان که یک خواب و یک پذیرایی داشته باشه می گن 2 خواب و اگه 2تا خواب و یک پذیرایی داشته باشه می شه 3 خواب !!

 ولی آژانس خیلی خونسرد می گفت تا ویزاتون نیاد کاری نمیشه کرد بعدش خودمون همه چیز رو OK می کنیم و این یک خورده برامون سخت بود یک جورای بلاتکلیف بودیم و دوستم چون بلیط قطار گرفته بود که بیاد کی یف بهمین خاطر سخت بود بلاتکلیفی .

 چاره ایی نبود باید  صبر می کردیم برای روز چهارشنبه 9 مهر ، تو نت اطلاعات سایتهای فارسی زبان درباره کی یف و جاذبه هاش خیلی کم بود ، البته وب سایت دو تا دوست عزیز که تازه به اوکراین در ماه گذشته سفر کرده بودن مجید و آرش عزیز هم خیلی بهم کمک کرد و البته کلی اطلاعات از سایت www.tripadvisor.com و سایت های خارجی دیگه بدست آوردم که خیلی بدردم خورد تو سفر ، روز چهارشنبه بعد از ظهر از سر کار برگشتم ساعت 16:30 از آژانس خبر دادن که ویزاتون اومد ..... هورا ......

ما هم خوشحال وسایل رو جمع کردیم که دو تا ساک بزرگ شد پر لباس گرم و وسایل دیگه به سفارش دوستمون و ساعت 19 راه افتادیم سمت تهران.....

فردا رفتیم خونه یک استراحتی کردیم و ظهر رفتیم آژانس مدارک رو گرفتیم و از خود آژانس برامون یک آپارتمان با موقعیت استثنایی رزرو کردن که اصلا فکرشو نمی کردم همچین جایی گیرمون بیاد ( عکس و موقعیتشو همون جا آنلاین دیدم ) با آژانس تسویه کردیم و مدارک رو گرفتیم ، قیمت هم برام خیلی مناسب شد و راضی بودم  از پرداختم با هزینه مناسب به یک کشور اروپایی می خواستیم سفر کنیم.

 رفتیم بازاربزرگ یک مقداری خرید کردیم برای  دوستم از اونجا و برگشتیم خونه استراحت و ساعت 23 هم با ماشین خودمون رفتیم فرودگاه امام ، فرودگاه بقدری شلوغ بود که پارکینگ سرپوشیده تکمیل شده بود و با پول هم دیگه نمی شد بری تو !، رفتیم پارکینگ شماره 3 و یک نقطه دور افتاده مجبور شدم ماشین رو پارک کنم ،اتوبوس ها رایگان به ترمینال مسافری بری می برن مردم رو ،

 سمت سالن خروجی رفتیم نیم ساعت بعد گیت پرواز UM هم که باز شد چمدون ها رو تحویل دادیم و رفتیم سمت سالن ترانزیت و کنترل پاسپورت که صفهای طولانی هم داشت .

یک موضوعی که من رو خوشحال کرد و حس خوبی داشتم نسبت بهش صف بسیار طولانی کنترل پاسپورت اتباع غیر ایرانی بود که امید روزهای خوشی را برای رونق گردشگری کشور عزیزم ایران رو می داد . برعکس دفعات قبلی ودر سال های گذشته که تعدادشون انگشت شمار بود . امیدوارم این حرکت ادامه داشته باشه و روز به روز شاهد عزت و سربلندی میهنمان در سطوح مختلف باشیم ) 

من چون قبلا با کپی بلیط و بدون ویزا  با بند پ ! تونسته بودم ارز چشم گیر مسافرتی 300$ رو!! اونم برا همسرم فقط چون امسال خودم استفاده کرده بودم از ارز و به کوچولو بابا هم که ارز  ندادن  بگیریم و خروجی رو هم نفری 75 هزار قبلا داده بودیم ، رفتیم داخل سالن ترانزیت و

 و دقیقا راس ساعت 3 صبح روز جمعه هواپیما اوکراینی بدون تاخیر با کلا 40 نفر مسافر!! که بیشتر دانشجو یا ملیت اوکراینی داشتن و فکر کنم تنها ما سه نفر همراه دو آقای دیگه توریست بودیم ،  پرواز کرد به سوی کی یف پایتخت اوکراین ، ما هم اینجوری هورااااا ..... !!!!

از خستگی خوابمون برد و فقط برای پذیرایی صبحونه نه چندان دلچسب بیدار شدیم ، طول پرواز 3.5 بود و اختلاف ساعتشون با ما چون ایران  ساعت رو از شش ماهه دوم جلو کشیده 30 دقیقه بود ، صبح که تازه هوا داشت روشن می شد رسیدیم به فرودگاه "بریسبول" کیف .....

ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 14:50  توسط یک دوست  | 

سفر به سرزمین زیبا رویان

 

امروز روز دومیه که کیف اوکراین هستم , از شهرهایی که همیشه دوست داشتم ببینم , اینجا همه چیز عالیه عالی ... جای همه خالی....

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 23:54  توسط یک دوست  | 

اوکراین

از خیلی وقت پیش وسوسه سفر به اوکراین رو داشتم ، تا این این که تابستون امسال 93 به قولی ویر به اوکراین سفر کردن ول کنم نبود و عزمم رو جزم کردم حتما برنامه ایی برای سفر به پایتخت اونجا شهر زیبای کیف داشته باشم ، بگذریم از جنگ و ناامنی های که یکسره اخبار نشون می داد و همراهی دوستانی که قول همسفر شدن رو دادن ولی دقیقه نود جا زدن ، ولی من منصرف نشدم بدلیل تحقیقی که داشتم و دوستی صمیمی که تو اوکراین دارم و به من از امنیت شهر کیف اطمینان داده بود ، کل مدارک لازم رو به آژانس ارسال کردم و دوشنبه 24 شهریور به همراه همسرم و گل دخترم رفتیم سفارت اوکراین تو خیابون ونک برای مصاحبه حضوری حالا منتظریم تا 8-9 مهر تا جوابش بیاد بعد اگه خدا بخواد به یکی از بهترین جاهایی که دوست داشتم برم سفر می کنم و توضیحات کامل می مونه بعد اومدن ویزا اگه بدن!! به قول خانم بور اوکراینی که ازمون مصاحبه کرد وقتی جلو در سفارت اومده بود هوا خوری وقتی ازش پرسیدم بهمون ویزا می دی با لبخندی گفت ممکنه .....!!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 15:11  توسط یک دوست  | 

سفرنامه مکه مکرمه

مدينه عزيزم خداحافظ ، آخرين روزي كه تو مدينه بودم زيارتش فرق می کرد با روزهای قبل ...خيلي دعا كردم دوباره به زودي خداوند اين حس خوب رو نصيبم كنه ...... لباسهاي احرام رو بعد نهار پوشيديم و همگي كاروان سفيد و زيبا تو لابي جمع شدن به همراه مادرم سريع براي گرفتن عكس با لباس احرام در كنار گنبد خضرا خودمون رو رسونديم به حرم..... خوشحالم دوباره خودم رو تو لباس سفيد احرام مي بينم ، اتوبوس ها راهي مسجد شجره شدن فاصله كمي هست تا مسجد شجره از اتوبوس پياده شديم و وارد مسجد شديم همگي ،‌ دوباره من و اين مسجد زيبا و آسماني ....

گروه گروه زائرين سفيد پوش عجب صحنه هاي زيبايي ، در محوطه رو باز وسط مسجد به روي سنگها نماز احرام مي خوانيم اين سري وسواس قبلي رو نداشتم و با آرامش اعمال رو انجام مي دادم ، بعد نماز وارد خود مسجد شديم و در گوشه ايي همگي ذكر زيبا لبیک اللهم لبیک لبیک لا شریک لک لبیک ان الحمد و النعمه لک و الملک لا شریک لک لبیک رو بلند چندين بار تكرار كرديم و اين گونه آماده شديم براي لبيك به دعوت پروردگار .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 18:4  توسط یک دوست  | 

سفرنامه مدینه منوره

يا لطيف

شب قبل از پرواز راهي مشهد مقدس شديم براي زيارت امام رضا (ع) . چه شبي بود خدا رو شكر و سپاس كه دوباره منو دعوت كرده بود راهي خونش بشم و خدا رو شكر مي كنم كه همسفرم مادر عزيزم بود ، تو اين سفر همسر و دختر عزيزم با من همراه نبودند اميدوارم روزي قسمت بشه باهاشون دوباره مشرف بشم .....

 اومدم پيش امام رضا كه سلامش رو به پيامبر خدا و پدرانش امامان بقيع و مادرش حضرت زهرا برسونم .....................

يا ضامن آهو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393ساعت 18:34  توسط یک دوست  | 

سفرنامه عشق ( عمره مفرده)

يا لطيف

نعمت دادی، احسان کردی، زیبایی بخشی دی، فضیلت دادی، روزی عنایت کردی، توفیق دادی، پناه دادی، حمایتم کردی و از گناهانم پرده پوشی کردی.

 خدای من

اگر آنچه تو از من می دانی، دیگران نیز می دانستند، هرگز به روی من نگاه نمی کردند و طردم می نمودند،ولی تو همواره پرده پوشی کردی.

اما، من:

بد کردم، غفلت ورزیدم، پیمان شکنی کردم، وعده های عمل نکرده داشتم و گناهها نمودم. ولی:خدایا، من توبه کردم و به درگاهت برگشته ام. می دانم که با آغوش باز از من استقبال می کنی. چون هر چه باشد، تو خدای منی و معبود من !        

 ( بخشی از مناجات امام حسین ( ع ) در کنار کوه عرفه)

 شكر خداي من كه دوباره و به اميد او راهي مسجد الحرام و مسجد النبي خواهم شد ،

 پنج شنبه 08/03/93 عازم سفر حج هستم و  نائب الزیاره از طرف تمامي دوستان عزيزم خواهم بود .

ارادتمند بهرام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 18:28  توسط یک دوست  | 

مطالب قدیمی‌تر