سفرنامه ارمنستان

 

برنامه امروز رو هم با آقای مختاریان هماهنگ کرده بودیم که صبح بیاد دنبالمون برای بازید از کارخونه کنیاک سازی آرارات و معبد Garni  گارنی و کلیسای گغارت Geghard ، خودم حتما از قبل تصمیم داشتم معبد گارنی رو ببینم چون عکسهایی که ازش دیده بودم رو خیلی دوست داشتم خیلی قدیمی و تاریخی بود . اول رفتیم کارخونه کنیاک سازی ورودی نفری 4000 درام بود که پرداخت کردیم راهنمایی آقای مختاریان خیلی بدردمون خورد و اطلاعات کاملی بهمون داد ، بازدید خوبی بود همراه با تست های مختلف ، دیدن زیر زمین های مرطوب و قدیمی و شرابهای چند صد ساله و همین طور بشکه های بزرگی که به اسم یک شخص یا شرکت اختصاصی ساخته می شه ، و کنیاک های مخصوص پوتین که فقط به کاخ کرملین اختصاص داره و ...... حتما تو بازید از ایروان اینجا رو ببینید تاریخ جالبی داشت ، راهنما ما شوخی می کرد و می گفت دوست دارم یک اتوبوس مسافر بیارم اینجا که شراب نخورن !! و من سهمیه شراب 99 ساله ایی که بمقدار کمی به هر بازید کننده می دن رو برا خودم بردارم !!

 

بعد دیدن کارخونه راهی معبد گارنی شدیم ، این معبد و کلیسا چغارت تو یک منطقه هستن و به هم نزدیکن ، حدود 35 کیلومتری ایراونه ، تو یک هوای بسیار عالی رهسپار اونجا شدیم که منطقه ایی کوهستانی بود اول معبد گارنی رفتیم همون جور که فکر می کردم از دیدن همچنین بنای بسیار با قدمت و دره های اطرافش و عکس گرفتن کنارش لذت بردم خیلی هم شلوغ بود و پر توریست ، از روبرو در ورودی از نونهای محلی خوشمزه و نوشیدنی های مخصوص توت سفید هم لذت بردیم ، حتما نونهای تازش رو امتحان کنید .

 

 

 

 

 

به سمت کلیسای گغارت حرکت کردیم ، مسیر پر از بوته ای تمشک بسیار درشت و قرمز بود ، کلیسا پایین صخره های بلندی قرار داشت ، ورودیش دیدم مردم دارند با سنک ریزه لای شکاف سنگ می زنن به گفته اقای مختاریان یک اعتقادی هست که اگه سنگ ریزه ای که پرتاب می کنید لای شکاف گیر کنه و پایین نیفته آرزوتون مستجاب می شه!! داخل کلیسا شدیم که از مجموع چند تا کلسیا تشکیل شده بود ، تاریخ اینجا رو می تونید بخونید خیلی خیلی قدیمیه

 

 

 

 

 

 

 

یک قسمتش کوه رو تراشیدن و کلیسا کردن ،  توی یک جای تاریک مردم صف بسته بودن برای آب خوردن از لای شکاف دیوار کوه ما هم به هر طریقی بود تو اون ظلمات رفتیم آب خوردیم میگفتن تبرکه !! و شمع هم روشن کردیم ، بعد از دیدن و عکس گرفتن و یک مقدار استراحت کردن و نشستن تو اون کلیسا قدیمی برگشتیم به سمت ایروان تو مسیر هم از اون تمشک های درشت و خوشمزه خوردیم ، اونجا شنیده بودم مربا گردوش خیلی معروفه یک جا توقف کریدم که بخریم ولی وقتی تست کردیم خوشمون نیومد و نخریدیم . همون گردو با پوست سبزش رو مربا می کنن که رنگش سیاه می شه می گن خاصیت داره ما که نخریدیم !!

مقصد بعدیمون کلیسای جامع سن گرگوری روشنگر (Saint Gregory the Illuminator Cathedral, Yerevan) که داخل خود شهر ایروان بود ، و می گن بزرگترین کلیسا ارمنی جهان هست و در سال 2001 افتتاح شده ، خوشم نیومد یک جورایی دلگیر بود رنگش و محیطش ....و دیگه کلیسا دیدن واقعا کسل کننده شده بود برامون و همین هایی که دیدیم کافی بود .

 

 

چون درام نداشتیم قبلش رفتیم یک ساندویج فروشی ایرانی که مختاریان گفت پول هم چنچ می کنه  ، تقریبا چند مغازه بالاتر از پیتزا تاشیر تو میدون جمهوری بود فکر کنم اسمش پارسیان بود ، کارت شتاب داشته باشید می تونید کارت بکشید و به اندازش درام بگیرید یا پول ایرانی ، پس نگران این موضوع هم نباشید . چند تا جای دیگه هم همون دور میدون جمهوری این کار رو می کنن . پس حتما لازم نیست دلار یا دارم داشته باشید با یک مقدار خیلی کم کارمزد پول ایرانیتون تبدیل می شه  البته بردن دلار اونجا تو تبدیل بصرفه تره .

تو ایروان دو مرکز خرید بزرگ هست به اسم dalma  و Yerevan mall  که به انتخاب خودمون ایروان مال رو رفتیم ، و از آقای مختاریان هم خداحافظی کردیم دیگه ، بنده خدا گفت اگه خواستین برگردین به خودم زنگ بزنین بیام دنبالتون ، برا امروز کلا 15000 درام بهش دادیم که خیلی مناسب بود برامون و تو این دو روز که باهاش گشتیم هم برای ما مناسب بود قیمتش و هم خودش مرد باشخصیتی بود و راضی بودیم از خدماتش .

مرکز خریدش هم چیز خاصی نداشت مثل جاهای دیگه انواع مارک و غیره بود ولی هم ما خسته بودیم و هم نه چیز تاپی دیدم که جای دیگه نباشه و ارزون هم نبود . عصر بود که دیگه برگشتیم خونه ، برنامه شبمون قرار بود بریم برای شام رستوران پروانا که خیلی تعریفشو شنیده بودیم . بقیه استراحت کردن و من گفتم برم یک دوری تو خیابون بزنم یک  خیابون جدید رو که نرفته بودم و خیلی هم اون موقع شلوغ بود رفتیم و از یک فروشگاهی چند بسته ادویه مخصوص اونجا رو خریدم و برگشتم خونه ، ایروان اصلا بزرگ نیست ..

تو خونه از سرعت بالای اینترنت یک ساعتی استفاده کردم و حدود ساعت 9 بود که با یک تاکسی از جلو خونه رفتیم رستوران پروانا Parvana Restaurant Yerevan که تقریبا خارج شهر بود با همون 1000 دارم ، اگه از قبل جا رزرو کنید بهتره ما با مختاریان صحبت کردیم گفت صحبت می کنه بهمون جای خوب بدن ولی وقتی خودمون وارد شدیم یک جای خوب تو همون طبقه اول مشرف به حیاط پیدا کردیم و همون جا نشستیم ، تو حیاطش هم موسیقی زنده برقرار بود و کلی آدم مشغول رقص و شادی ، محیط خوب و خانوادگی بود  کلی هم خود ارمنی ها عزیز اونجا بودن و جشن خانوادگی مثل تولد و .. گرفته بودن ، شام از رو منو به کمک میز کناریمون که 4 زوج میان سال هموطن ارمنی بودن سفارش دادیم ، پیش غذا هم خودشون میارن ، شب خوب و شادی رو داشتم اون شب ،  پیشنهاد می کنم به رفتنش ، ولی مثل ما دیر نرید ما حدود 9.5 شب اونجا بودیم دیر بود چون موسیقی اونجا 11 تعطیل می شه  هزینه شام اون شب برای همه شد بیست هزار درام،  حدود 1صبح بود که با تاکسی برگشتیم خونه .

تو رستوران پروانا این غذا رو سفارش دادیم

 

 

صبح اول وقت بعد از خوردن صبحانه پیاده رفتیم سمت ساختمون اوپرا و بعدش هزار پله که تو روز هم اینجا رو ببنیم ، هزار پله از داخلش که پله برقی داره رفتیم بالا و از اون بالا هم ایروان رو دیدیم ...!

برنامه ایی  نداشتیم ، بعدش تصمیم گرفتیم بخاطر بچه ها که قول پارک آبی رو هم  داده بودم به عسلی بابا با اینکه چند بار از کنارش رد شده بودیم و واقعا اصلا نظرمون رو جلب نکرد ولی بازم اشتباه کردیم و رفتیم پارک آبی ایروان !!

ورودی هر نفر 8000 درام بود که بصورت VIP  خریدیم ، معمولیشم 5 یا 6 هزار بود فکر کنم ، یک بلیط 10 هزاری هم داشت ، برا بچه کوچیک هم رایگان بود قد مد نظرشونه ، حالا فرق VIP با معمولیش تخت تشکی زیر سایه بون و کمد بود و نمیدونم دیگه چی ، که هیچ کدوم هم بدرد ما نخورد !! بدرترین قسمتش هم تو اون فصل سال یعنی اول شهریور دمای استخرهای آبش و سرسره هاش بود که انگار آب چشمه رو ریخته بودن توش ! سرد و یخ تا دلتون بخواد !!  کلا سه تا مجموعه سرسره مختلف هم داشت که یکیش پولی بود دو تاشم یکی هم خراب !! و دو تا دیگریش هم مسخره ترین و افتضاح ترین سرسره های آبی بود که من تا حالا سوار شده بودیم ، بسیار قدیمی و غیر استاندارد ، همون یک بار امتحان کردم دو تاشونو و پشیمون شدم بعدش !! شاید اگه آبش گرم بود حس بهتری داشتیم ...

 

این سرسر زرده رو سوار شدم

 

 

دخترم همون طور که می لرزید و دندوناش به هم می خورد ولی بازم از تو آب بیرون نمی یومد می خندید و می گفت دوباره بریم !!  و همین قشنگ ترین قسمت پارک آبیش بود برای من ، تو پارک 80% ایرانی بودن ، پیشنهاد می کنم اگه پارکهای آبی جاهای دیگه رو امتحان کردید مثلا مثل دبی ، مالزی ، ترکیه  ، و.. اینها اصلا قابل مقایسه با پارک ایروان نیستن ، خود من مدتی قبل پارک آبی موجهای خروشان مشهد رو امتحان کردم می تونم بگم بهترین پارک آبی مشهد و حتما ایران همین جاست از لحاظ بزرگی و هیجان و تنوع بازیهاش در مقایسه با سایر پارکهای آبی مشهد که همشون رو امتحان کردم البته در کل من عاشق هیجانم ! . پارک آبی ایروان خیلی قدیمی بود و با چند تا سرسره خیلی معمولی و غیر استاندار  و آب بسیار سرد  به نظرم اصلا ارزش رفتن نداشت و ما خیلی پشیمون شدیم از وقتی که برا اونجا گذاشتیم ، فکر کنم حدود دو یا سه ساعت بیشتر اونجا نموندیم و برگشتیم و در ضمن بلیط هم همون بلیط معمولیش رو بگیرد اگه خواستید برید و هزینه اضافی نکنید که فرقی نداره واقعا !!

کلا شبها هم که تو حوالی میدون جمهوری و خیابونهای اطرافش بودیم ، غذاهای ارمنی خوب بود و خوشمزه و قیمت مناسب ، اگه آپارتمان بگیرید خودتون می تونید انواع غذا ها رو خیلی راحت درست کنید مثل انواع گوشت های تازه و خوشمزه که بصورت استیک و غیره تو فروشگاهای اونجا هست ، میوه های و لبنیاتش مخصوصا شیر هاش عالی بود ، پیترا تاشیر که اونجا معروفه و شلوغ قیمتاش خوب بود محیطشم  برا گذروندن وقت با دوستان خوبه، کیفیتش هم به نظر ما معمولی بود ولی پیشنهاد میشه برای امتحان ، حتما از رستورانهای ارمنی معروش استفاده کنید .

یکی از رستورانهای خوب و معروف ارمنی  که برای نهار رفتیم به اسم Kavkazskaya plennitsa جزء 10 رستوران برتر ایروانه  و تو خیابون Amiryana street هست که تا میدون جمهوری 5 دقیقه فاصله داره ، ما از خیلی از ارمنی های سوال کردیم که با اتفاق نظر اونجا رو پیشنهاد دادن ، محیط شیک و گرون قیمتی به نظر میرسه که دوتا رستوران تو طبقه آخر و همین طور زیر زمین هست که ما زیر زمین شو رفتیم ، فضای جالبی داشت با کلی قاب عکس و مجسمه های مختلف از مردم ارمنی ، منو رو که آورد خوبیش این بود عکس غذاها رو داشت و ما از رو عکس چندین مدل مختلف هر کدوم انتخاب کردیم که کار رو راحت می کرد برعکس رستوران پروانا که منوش عکس نداشت و اگه دوستان ارمنی ایرانی اونجا نبودن واقعا نمی تونستیم چی انتخاب کنیم !! غذاهای خیلی شیک آورده شد و همگی خوشمزه و تازه بود که ما واقعا خوشمون اومد و قیمتش هم خیلی مناسب بود برای اون مقدار زیاد غذا ها مختلف ، موقع خروج با بدرقه خانمی مواجه شدیم که گفت از ساعت 7 شب به بعد موسیقی زنده همراه با رقص ارمنی اینجا برگزار می شه و کارت رستوران رو داد برای رزرو میز ، ما نشد بریم دوباره اونجا ولی حتما برنامش جالبه و غذاشم که خوب بود .

عکسهای این رستوران

اون تاکسی آبی هم کنارشه همیشه

 

 

 

 

 

یک رستوران معروف دیگه رستوران قفقازی ایراونه که اونم شب ها رقص محلی داره و تعریف غذاش رو زیاد می کردن ولی ما نشد بریم .

من از این غذا که عکسش پایینه اونجا خیلی خوشم اومد ، البته خوردنشم اصول داره تو نونش پر پنیره و روش تخم مرغ با کره ، فکر می کردیم اول باید از گوشه بکنیم و بخوریم ولی دیدم خود ارمنی ها یک تکه از نون رو کندن و باهاش تخم مرغ رو کامل به هم زدن و خوردن پس نون رو تو تخم مرغ بزنید و بخورید قبلشم با چنگال یا نون تخم مرغ رو به هم بزنید جهت اطلاع !!  اسمش هم اینه khachapuri 

و چندین مدل داره که من دو نوع اش رو خوردم تو ارمنستان اون که تخم مرغ روش داره بهتر بود و خوشمزه تر ، اصل غذا برا گرجستانه فکر کنم

 

 

 

روز آخر آشوت قرار بود ساعت 12.5 ظهر بیاد دنبالمون برای برگشت به مرز ، تا ساعت 12 تو خیابونهای ایروان بودیم و گشتیم و خرید کردیم ، برگشتیم آپارتمان و راس ساعت آشوت جلو در بود ، رفتم کلید آپارتمان رو تحویل هاستل طبقه پایین بدم ، خانم رسپشن تشکر کرد و کلید رو گرفت ، منتظر بودم با من بیاد بالا و آپارتمان رو چک کنه ، ازش سوال کردم گفت نیازی نیست و با خنده ما رو بدرقه کرد به رسم تشکر سوغاتی از ایران که آورده بودیم بهش تقدیم کردم ، خیلی از رفتارشون خوشم اومد هم در تحویل گرفتن و هم تحویل دادن آپارتمانی که تجهیزاتش و وسایلش کامل بود و کلی ظروف عتیقه داشت . از اخلاق و رفتار ارمنی های خیلی خوشمون اومد در این سفر و مورد منفی ما ندیدم .

با شهر زیبا و آروم و آب و هوای عالی ایروان بعد از 5 شب و 6 روز خدا حافظی کردیم و به سمت مرز ایران برگشتیم ،در ضمن طولانی ترین تلکابین جهان هم تو ارمنستانه و تو همین مسیر جاده ایروان به ایران !!  جاده بارونی بود نزدیک ایران ، با آشوت عزیز خداحافظی کردیم و تو بارون بدو بدو به سمت مرز صحنه جالب و خنده داری برامون بود اون لحظات ، بارون شدید می بارید و ما با چمدون در حال دویدن به سمت گمرک ارمنستان ، دختر بابا هم با پتو رو سرش تند تند می دوید و می خندید فکر می کرد داریم بازی می کنیم ، کارهای خروج رو انجام دادیم و با یک ماشین که مخصوص حمل مسافرا بود تا اول مرز ایران اومدیم و دوباره دویدن به سمت حالا گمرک ایران ، تو کمرگ گفتن کوه ریزش کرده و مسیر جلفا بسته شده ما قرار بود شب بریم جلفا ، مردد شدیم و گفتن خطر ناکه بعد از کارهای ورود سمت ایران مسیر طولانی تا اول گمرک رو بدون هیچ گونه چرخ دستی یا ماشینی تو بارون رفتیم و خیس خیس شدیم !!. البته تجربه خیلی خوبی بود سفر زمینی و خاطرش همیشه باهامون خواهد موند .

از تاکسی های که اومده بودن از جلفا سوال کردیم راه چطور بود گفتن باز کردن و با احتیاط برین ما هم رفتیم و شب در جلفا خوابیدیم و صبحش رفتیم برای خرید تو مراکز خریدش ، گمرک نخجوان آذربایجان وسط شهر بود ، رفتیم داخل از مامور پرسیدیم چطور میشه رفت گفتیم پاسپورت همراهمونه ، گفت خروجی ایران و آدربایجان و بدید و برید اونجا به همین راحتی حدود 60هزار تومن می شد برای هر نفر کلا تا نخجوان هم نیم ساعت راه بود ، گفتیم از ارمنستان اومدیم مشکل نداره گفت نه ممکنه چند تا سوال کنن چون خانواده هستید مشکل نداره ، راستشو بخواین وسوسه شدیم یک نصف روز بریم اونجا رو هم ببنیم با اینکه می دونستم چیز خاصی اصلا نداره ولی وقتی صرافی کنار گمرگ رفتیم برا گرفتن منات که هر مناتشون 3000 تومان ما می شد!! (گرون بود ) وقتی صرافه گفت الکی میخواید برید چیکار هیچی نداره منصرف شدیم وگرنه تصمیم گرفتیم بریم ولی نشد ، نمی دونم پشیمون نیستم الان از نرفتن .

جنسها ترکیه و چین اونجا زیاد بود ، قیمتها هم خوب ، زیاد خرید کردیم از جلفا و تقریبا ساعت 2 ظهر از جلفا مستقیم راه افتادیم به سمت تهران .

سفر زمینی ارمنستان ما هم به پایان رسید . تجربه و خاطره خیلی خوبی بود برامون ، از ارمنستان ، مردمش ، فرهنگشون و آب و هواش و غذاهاش بسیار خوشمون اومد طوری که اگه دوباره موقعیتش فراهم بشه دوست دارم دوباره به اونجا سفر کنم ، سفری که اگه درست برنامه ریزی بشه با هزینه بسیار مناسب و معقول نسبت به سفرهای داخلی، می شه سفری عالی و بسیار راحت از لحاظ سکونت ، خوراک و گشت و حمل و نقل رو داشت و تجربه کرد . این رو بگم که جا داشت ما 2 روز هم بیشتر بمونیم ....

از این که با من تو این سفر همراه بودید از یکایک دوستان ممنونم

ارادتمند

[ شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ ] [ 17:43 ] [ یک دوست ] [ ]

سفرنامه ارمنستان - ایروان 2

اقامت ما در ایروان 5 شب و 6 روز بود که البته در روز آخر به این نتیجه رسیدیم جا داشت دو شب بیشتر هم بمونیم .

از قبل شماره یک لیدر به نام آقای مختاریان که ایشان اصالت ایرانی ارمنی داشتن و تو  ارمنستان زندگی می کردن  از دوست عزیزم تو ایران گرفته بودم . شب قبل با هاش تماس گرفتم و صحبت کردیم ، برای شنبه باهاش قرار گذاشتیم ساعت 13 به بعد قرار شد دریاچه سوان و کلیسا اونجا، دره گلها و یک کلیسا معروف دیگه همراه با همراهی در یک هایبر بزرگ و راهنمایی جهت خرید و مجسمه مادر و چند جای دیگه رو نشونمون بده همراه با ماشینش باهاش 25000 درام اوکی کردیم ولی در پایان شب 30000 تا بهش دادیم که باز هم  خیلی مناسب تر از بقیه در اومد برامون .

شنبه و یک شنبه بازار ورنیساژ برقراره که اتفاقا تا آپارتمان ما 3 دقیقه پیاده راه بود . تصمیم گرفتیم تا قبل یک ظهر که با لیدر قرار داشتیم بازار رو دوری بزنیم . بعد از خوردن یک صبحانه توپ مخصوصا شیرهای اونجا خیلی فاز داد به من خیلی پرچرب و خوشمزه بود طوریکه روزی یک پاکت می خوردم حتما ...  نرسیده به بازار یک فروشگاه بزرگ شیک لباس بود که حراج زده بود مارکاشو  هر کدوم 100 دلار اونجا چنج کردیم 48000 درام می دادن تو خود فروشگاه ایکس چنچ بود . قیمتای فروشگاه خوب بود من خودم روز آخر خرید کردم ازش .

بازار ورنیساژ هم که دیگه همه چیز توش پیدا میشه از سوغاتی های ارمنستان بگیرید تا تابلوهای نقاشی ، انواع سگ و گربه  ، عتیقه جات ، اونواع عرقیات دست ساز !! تا سی دی های شاد ارمنی و کریستال و ظرفهای استفاده شده ولی زیبا با قیمتهای مناسب تا انواع لباس و کفش  نو و کهنه و و و ...........

 

 

 

 

خوشم اومد از بازارش برا منی که عتیقه جات خیلی دوست دارم جالب بود ، قیمت تابلوها گرون بود ولی یک سری ظرفهای برنجی یا مسی به قول خودشون با طرح های خیلی زیبا و مشابه عتیقه های قدیمی بود که قیمتش نسبت به ایران خیلی مناسب تر بود ، مثلا من از یک خانومی یک شکلات خوری خیلی قشنگ با یکی از این شبیهآفتابه لنگن های قدیمی قیمت کردم گفت  35000 درام ، اونجا فقط قصدم قیمت بود ولی خوشم اومد ازش ،تشکر کردم  خانومه گفت چند می خوای خیلی اصرار کرد گفتم دو تاش 20000 دارم و اونم اول زیر چشمی نگام کرد بعد با لبخند قبول کرد  منم خریدمشون و خیلی راضیم از خریدم . یک گاری هم بود که همه چیز می فروخت از لباس زیر مردونه و زنونه گرفته تا مایو و شلوار لی و چراغ قوه و کفش ..... که آلمانی بود جنساش ، ما هم کلی خریدکردیم ازش.

اگه وقت بزارید و سر فرصت بگردید چیزهای خوبی پیدا میشه توش ، تخته نرد و شطرنج های چوبی و کار شده زیادی بود با قیمت مناسب .

ظرفها چینی و کریستال هاش با اینکه نو نبود ولی میشد چیزهای خیلی آس و تکی توشون با قیمت خوب پیدا کرد . ما نشد چیزی بخریم ... . در ضمن چونه زدن فراموش نشه و همینطور فروشنده ها همچین خوشرو و مهربون هم نیستن!! 

ما برگشیتم سمت آپارتمان که با آقای مختاریان قرار داشتیم اونجا ، با یک سواری میتشوپیشی قرمز اومد دنبالمون ، آدم باشخصیت و مودبی بودن .و خوبیش این بود که اطلاعاتش خیلی بالا بود و به دو تا زبون  ارمنی و فارسی دیگه مسلط بود کامل .  ابتدا رفتیم یک شهرک نزدیک ایروان که کلیسا جدید و زیبایی رو اونجا به ما نشون داد به نام کلیسا Abovyan که به گفتش زیباترین کلیسا ارمنستان بود و اینکه توسط صاحب ثروتمند کارخونه معروف کنیاک سازی ایروان ساخته شده . قشنگ بود ما هم خوشمون اومد رنگ آجرهاش خیلی زیبا بود .

 

بعدش حدود نیم ساعت ما رو به دفتر کارش برد برای معرفی بیزینسش که خودش و همسرشون در کار فروش لوازم بهداشتی و آرایشی مارک خاصی بودن و ما رو با محصولاتش آشنا کرد . دوست همراه و خانومش ازش خرید کردن . بعد اون به سمت دره گلها رفتیم برای سوار شدم به تله سی یژ ، شخصا تمایل زیادی نداشتم اونو امتحان کنم با توجه به اینکه جاهای دیگه زیاد سوار شده بودم . ولی به خاطر همراهی با بقیه بلیط گرفتیم و سوار شدیم فکر کنم نفری 5 یا 4 هزار درام بود . وقتی سوار شدم کلا نظرم عوض شد و چه باحال بود اون بالا هم طولانی بود مدتش  و هم منظره زیبا و هوای بسیار عالی .... خیلی خوشم اومد.

تو همون منطقه 4 تا کلیسا قدیمی بود که با خواست ما بازدید از اونها رو کنسل کردیم که به دریاچه زودتر برسیم . مسیر نسبتا طولانی بود . ما رو به یک پلاز اختصاصی برد . یک کم باد میومد و سرد بود نسبتا ،اول 10000 درام برای استفاده از اونجا پول خواست ازمون صاحبش !! چون اومده بودیم و حیف بود تو آب نریم و وقت هم کم بود آخر 7000 درام بهش دادیم برای شنا تو اونجا و تخت برامون دو تا آورد سایه بون هم می خواست بیاره که نخواستیم ولی هم تمیز بود و هم خانوادگی محیطش ، حتما پورسانتی لیدر می گره از طرف نوش جونش !!

با اینکه آبش سرد بود نمی شد نرفت بلاخره دریاچه سوان بودیم و آب شیرین .... پریدم تو آب و عجب آبی ذلال و تمیزی ، خیلی لذت بخش بود آب تنی در دریاچه .... بماند که یک پسر ارمنی همون کنار ما بایک توپ بغلش که فقط داشت نگاه می کرد و توب رو بغل کرده بود !!! یک دفعه تو عالم خودم بودم که با صدای جیغ و داد و دویدن تو آب یک عالمه آدم زن و مرد ریختن تو آب و با سر و صدا اونا ما گفتیم چی شده . نگو این پسره شنا بلد نبوده اومده بود جلو و توپ از دستش در رفته و داشت غرق می شد با جت اسکی از اب درش آوردن شانس آورد زنده موند ولی وقتی درش آوردن سیاه شده بود بدنش  بیچاره . خدا به خودش و خانوادش رحم کرد ....

 از آب ما هم در اومدیم  ولی خیلی آبش عالی بود و اگه هوا یک مقدار گرم تر بود و باد نمیومد خیلی بهتر میشد .

سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت رستورانهای دریاچه برای خوردم ماهی ایشخان ، ساعت 6 بعد از ظهر بود یک رستوران رفتیم که بغیر از ما کس دیگه نبود و ویو کاملی داشت از دریاچه ، سفارش 2 پرس ماهی بزرگ ایشخان و سیب زمینی دادیم . شد 20000درام!! برای 2 تا ماهی . کلی هم طول کشید تا آماده شد . با اینکه گرون بود ولی واقعا خوشمزه بود وخوشمون اومد از مزش که بصورت کبابی بود  ، بلاخره همه پیشنهاد داده بودن که تست کنیم این ماهی رو اینجا . ماهی ایشخان دریاچه سوان معروفه . شاید رستورانها دیگه ارزونتر هم پیدا می شد ...

بعد غذا رفتیم پیاده به سمت دو تا کلیسا قدیمی بالای دریاچه سوان . باد بسیار شدیدی می یومد عصر بود و لی منظره اون بالا خیلی قشنگ بود . درهای کلیسا هم بسته بودن اون موقع . عکسهای قشنگی گرفتیم .

هوا تاریک شده بود که رسیدیم ایروان و تو شب از مجسمه مام میهن ایروان و یابود سرباز گمنام که مشابش رو تو کیف اوکراین دیده بودیم ، بازدید کردیم . همون کنار یک شهر بازی  هم بود که وقت نبود بریم .

 بعدش رفتیم یک هایپر بزرگ اسمشو یادم نیست و لی معروفه اونجا . قبلش از مغازه های داخل مجموعه کفش بچه گانه با قیمت خیلی مناسب و شیک برای عسلی بابا که کفشش اذیتش می کرد خریدیم و همونجا پوشیدش بچم . تو هایپر جناب مختاریان کلی تو خرید انواع معتبر و با کیفیت  قهوه و شکلاتهای مارک گرند کندی برای سوغاتی و همچنین خرید انواع گوشت ، شیرینی ، لبنیات ، نوشیدنی و .......... ما رو راهنمایی کرد که خیلی مفید بود این همراهی برای ما . حدود 50000 درام اونجا خرید کردیم . ساعت 11 شب رسیدیم خونه ، 30000 درام به درخواست خودش بهش پرداخت کردیم که خیلی مناسب بود برای دو خانواده با توجه به وقت و بازدیدهایی که برامون گذاشت(تلفنی اول گفته بود 25000 تا ) . البته یک سورپرایز هم برامون داشت  و ساعت 12 شب اومد دنبالمون و من رو به همراه دوست عزیزم با شبهای زنده ایروان هم آشنا کرد .....

ادامه دارد..

 

[ پنجشنبه هفتم آبان ۱۳۹۴ ] [ 16:20 ] [ یک دوست ] [ ]

سفری یک روزه به آبشار رویایی گزو

تو این وبلاگ از سفرهای داخلیم چیزی نمی نویسم با توجه به اینکه تقریبا می شه گفت کل شهرها و مناطق دیدنی کشورم رو دیده ام از نزدیک ،  ولی قصد دارم جاهایی رو که خودم خیلی خوشم اومده و برای اولین بار دیده ام بصورت کوتاه اشاره ایی کنم بهش ، مثل سفر به خوزستان و چابهار که تو این وبلاگ نوشتم ازشون . شخصا اهل طبیعت گردی و کوه نوردی به صورت نیمه حرفه ایی هستم قله های زیادی رو فتح کردم که از مهمترین هاش می تونم اشاره کنم به علم کوه ، تفتان ، اشترانکوه ، الوند ، توچال و.... 

29 مهرماه 94 در راستای طبیعت گردی که بهش اشاره کردم ، سفری یک روزه داشتم به اتفاق خانواده به آبشار گزو از توابع استان مازندران شهر شیرگاه در جنگل زیبای لفور ، راهنمای ما یکی از دوستان بود که هفته قبل اینجا اومده بود و خیلی خوشحالم که پیشنهادش رو قبول کردیم و باهاش همسفر شدیم  .... ما تو شب راه افتادیم حدود 3 ساعت راه بود از قائم شهر، 30 کیلومتر جاده خاکی بود ولی مناسب جهت رانندگی ، شب در اتاقهای کرایه ایی امامزاده گزو خوابیدیم و صبح راهی آبشار شدیم ، مسیر جنگلی و سر سبز و هوا بسیار عالی ... صدای آبشار میومد از یک صخره ایی با شیب ملایم پایین اومدیم، هیچی مشخص نبود و یهو آبشاری زیبا و پر ابهت که از بالا ، صخره ها سبز رنگ بصورت نیم هلال اونو پوشش داده بودن جلو چشمان مشتاق ما ظاهر شد ... از عظمت و زیبایی آبشار می تونم بگم که تا از نزدیک نبینید درک نمی کنید . تو اون لحظاتی که نظاره گر اون منظره خارق العاده بودم  ، تنها تو ذهنم و ذکرم شاکر عظمت ، زیبایی و شکوه خالق هستی شدم ..... به راستی منو تحت تاثیر قرار داد . و مطمئن هستم هر کس اینجا رو از نزدیک ببینه حس منو خواهد داشت .         خدایا شکرت

شما رو بدیدن عکسهایی که گرفتیم دعوت می کنم ولی تو عکسها اون جلوه واقعیش کمتر مشهوده و باید از نزدیک دید ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه پنجم آبان ۱۳۹۴ ] [ 12:46 ] [ یک دوست ] [ ]

سفرنامه ارمنستان - ایروان 1

سلام خدمت همگی دوستان عزیزم و عذر خواهی بایت دیر نوشتن سفرنامه هام ، علتش اول مشکلی بود که در بلاگفا پیش اومد و بعدش مشغله کاری زیادم . دقت کرده باشید کلی از مطالب وبلاگ حذف شده و متاسفانه ازشون ذخیره ایی ندارم تا بگردم ببینیم چیزی از قبل مونده دوباره بزارم یا نه ، و همچنین نظرات دوستان عزیزم و پیوندهای روزانه تو خیلی از بخشها حذف شده  .

سفرنامه ارمنستان این بار هم دقیقه نودی تصمیم به رفتنش گرفته شد ، راستشو بخواین خودم خیلی وسوسه شده بودیم سفر زمینی رو تجربه کنم و اونم بدون استفاده از تور ، و اینکه به دخترم آوا قول دریا و پارک آبی رو داده بودم .....

فکر می کنم تجربه سفر من بدرد خیلی از دوستان بخورده و بتونه کمکشون کنه برای یک سفر خارجی به یک کشور تاریخی کوچک آروم و زیبا ولی نه لوکس و پیشرفته با آب و هوای عالی در فصل تابستان و احتمالا کم خرج و بقول خواهرم !! Holiday  Cheap

راجع به سفر به ارمنستان سفرنامه زیادی نوشته شده که می تونید مثل من استفاده کنید . نکته ایی که خودم رو تو این سفر خیلی راضی کرد این بود که همه هماهنگی های سفرم از قبیل گرفتن آپارتمان ، ترانسفر مرز تا ایروان و لیدر و .... از قبل از طریق وایبر هماهنگ کرده بودم  . و این اولین تجربه شخصی من بود که بدون استفاده از تور و آژانس و یا لیدر های ایرانی ، خودم با کمک همسرم مستقیم و بدون واسطه با دوستان عزیز ارمنی که از نت و معرفی دوست عزیزم که قبل سفر ما تازه از ارمنستان برگشته بود  تمام هماهنگی ها رو انجام دادیم ، اونم با استفاده از وایبر فقط !!  خیلی حال کردم خودم

همسفرهای من همسرم و دختر گلم آوا به اتفاق دوستم و خانوادش جمعا 6 نفر ، البته چون دخترم کوچیکه میشه گفت 5 نفر بزرگسال بودیم برای تقسیم هزینه ها. قبلش کلی تو نت سرچ کردم برای کرایه آپارتمان مناسب ، شماره چند نفر ایرانی مقیم ایروان رو هم که قبلا لیدر خانواده خودم و دوستانم  تو ارمنستان بودن رو هم داشتم که وقتی قیمت گرفتم با مبالغ  زیادی مواجه شدم ، بعد پر و سو جو فراوان یک آشنایی پیدا کردم که مستقیم می شد با هاش کار کرد و مورد اطمینان بود کاملا ، تصویر چندین آپارتمان رو با مشخصاتی که بهش داده بوده برام ارسال کرد و از بین اونا یک آپارتمان  دو خوابه شیک  در منطقه  Downtown نزدیک هراپارک با کلیه امکانات که می خواستیم دقیقا باب میلم شد و انتخاب کردم و مقداری از پول رو اینجا به حسابش واریز کردم  . البته ما تو این مرحله سفرمون رو دیگه شروع کرده  بودیم .... ماشینمون یک پژو پارس و تعدادمون کلا 6 نفر بود 5 تا بزرگسال و عسلی بابا...

اشتباه یا درست مسیر سمت شمال رو انتخاب کردیم به  خاطر نظر دوستان و همینطور عسلی بابا که دریا دریا می کرد و شنا دوست داشت بچم (بهترین مسیر تهران به تبریز و جلفا به نوردوزه ) . یک شب ویلا کنار ساحل گرفتیم و تا ساعت 10 صبح یک شنا درست حسابی داشتیم و صبحونه رو لب ساحل خوردیم و راه افتادیم . هوا تاریک شده بود که رسیدیم اردبیل . باید مسیر مشکین شهر رو می رفتیم ، این مسیر رو اولین بار بود تجربه می کردیم . تقریبا از اردبیل تا مشکین شهر یک ساعت راه بود و مسیر بعدی اهر بود و اون هم یک ساعت راه خوب بود . به اهر حدود 12 شب که رسیدیم تصمیم گرفتیم استراحتی کنیم و 3 صبح دوباره راه بیفتیم . از اهر دو مسیر برای رسیدن به مرز نوردوز هست یکی از کلیبر و دیگری از ورزقان به سمت خاروانا  که به ما راه کلیبر رو به پیشنهاد چتد نفربومی اونجا انتخاب کردیم .

 یک مقدار استرس مسیر رو داشتم چون ناآشنا بود و راه پیچ در پیچ و خلوت .  اونم اون وقت صبح ساعت 4!! . تلاشمون این بود که تا 6 برسیم مرز چون با آشوت قرار گذاشته بودم که ساعت شش صبح مرز باشه ( آشوت یک پسر مودب ارمنی و باحال که راننده دوستام  بود که تو ارمنستان با هاش آشنا شده بودن و شمارش رو به من داده بود و من از طریق وایبر ساعت و زمان رسیدمون  رو بهش اطلاع داده بودم که بیاد مرز دنبال ما برای رفتن به ایروان و همینطور برگشتمون از اونجا ) .  

مسیر از کلیبر به بالا میفتاد کنار رود ارس که هوا که روشن شده بود کم کم متوجه رود شدیم . و رود ارس نوارمرزی بود . ارس رو اولین بار بود می دیدم  بزرگ زیبا ، پر آب و غوطه ور . دیدنش جالب بود برامون ولی وقت کم . ساعت 6:30 رسیدیم نوردوز . به  آشوت  پیام داده  بودم 7 مرز باشه . وسایل رو خارج کردیم خیلی سریع تو همون کنار درب ورودی گمرگ حاضر شدیم و ماشین رو تو پارکینگ اون ور جاده پارک کردیم . مسیر نسبتا طولانی رو پیاده بدون هیچ چرخ دستی تا ترمینال رفتیم . از صرافی حضرتی تو ترمینال هم دلار و هم درام خریدم هر درام حدود 7.2 تومان می شد . بصرفه اینه که دلار با خودتون ببرید و اونجا تو خود ایروان تبدیل کنید . هر 100$ تقریبا  48000  درام بر میدارن تو ایروان . حدود 3000 دارم بیشتر از مرز پس دلار بصرفه تره . خروجی و عوارض رو هم نفری 28000 تومان پرداخت کردیم و از قسمت ایران خارج شدیم . دوباره یک مسیر طولانی رو پیاده  از سمت ایران و از روی پل رود ارس گذشتیم تا به مرز ارمنستان رسیدیم . اونجا ماموری بود که داشت عکس می گرفت از مردم ! باز پیاده تا گمرگ ارمنی رفتیم . فرم های ویزا قبلا گرفته بودم از نت ولی وقت نشد پر کنیم همون جا پر کردیم (طرف که ویزا میزد اصلا نگاه نمی کرد چی نوشتن!!ولی کامل پر کنید به نظرم ).

یک گروه مسافر اتوبوس افتادن جلو ما و به همین خاطر معطلی زیاد شد . برا ویزا که رو پاس می خوره نفری 3000 دارم پرداخت کردیم . مامور ارمنی که فقط یک نفر بود !! از مسئول تور اتوبوس دیدم که رشوه گرفت ولی از بقیه نه آخه یک جا کلی پاس داد بهش و کار بقیه رو تعطیل کرد !! از خط بی لاین ارمنی  Beeline که باهام بود به شماره آشوت تماس گرفتم خطم شارژ نداشت ولی مثل اینکه شمارم براش افتاده بود و دیدم تماس گرفت و بهش گفتیم مرزیم و داریم کارا خروج رو انجام می دیم . بنده خدا کلی معطل شده بود . ویزا ها که خورد رفتیم تو صف تا چک بشه و خارج شدیم . اونور در یک مامور زن جوان بی ریخت و عصبی ساک ها رو چک می کرد و کل کیف دستی ما رو بیرون ریخت نمی دونم دنبال چی می گشت . قرص و مسکن  و دارو همراه نداشته باشید و مراقب پولهاتون باشید چون مشخص بود گیر هستن . اونجا داروخونه هاش همه چیز دارن  با کیفیت بسیار عالی تر اگه لازمتون  بود می تونید مثل ما تهیه کنید  بدون نسخه هم می دن !   پس به دردسرش نمیرزه . خارج که شدیم چمدون کشون اومدیم سمت ماشین ها ....

وقت نبود دوروبرو نگاهی کنیم ولی با همون نگاه سرسری طبیعت ، ارس و کوه های زیبایی بود اطرافمون . آشوت رو چون عکسش رو قبل برام فرستاده  بود و منم همین طور تو خروجی راحت پیدا کردیم . البته با اعتراض چند تا از راننده های اونجا مواجه شدیم که با جواب من که گفتم آشوت دوستمه ساکت شدن !! ماشین یک میتشوپیشی سفید شاستی بلند جدید بود که هفت نفر ظرفیت داشت و برای تعداد ما عالی و بسیار راحت بود . وسایل رو پشت و با اشغال یه صندلی جاگیر کردیم و راه افتادیم به سمت ایروان ، من با چیزهایی که شنیده بودم انتظار جاده ایی خیلی و حشتناک رو داشتم ولی بد نبود اونقدرا هم ... برای فصل تابستون که برف نیست و بارون هم نم نم میزنه خوبه و بسیار زیبا و پر پیچ ، توقف فقط تو دو تو پمپ گاز داشتیم و شهرکاپان  بابت خرید شارژ سیم کارت ، بیشتر مسیر خواب بودیم ولی آشوت فکر کنم کل هفت ساعت رو با موبایلش صحبت کرد و سیگار کشید ، ولی رانندگیش حرف نداشت و خیلی ماهر و آشنا بود به مسیر ، خودش بچه شهر کاپان بود .

حدود سه و چهار بعد از ظهر رسیدیم ایروان ، حس خوبی داشتم نسبت یه شهرش و اینکه بلاخره اومدم اینجا ، یاد فیلم های قدیمی شوروی انداخت منو یک جورایی ساختمون هاش و بعضی ماشینهای قدیمی و .....  نمی دونم این حس رو داشتم ....

با تلفنم شماره هماهنگ کننده آپارتمان رو گرفتم  و آشوت باهاش صحبت کرد و آدرسش رو گرفت و ما رو رسوند به اونجا از میدون جمهوری رد شدیم و موقعیت میدون تا آپارتمان عالی بود و نزدیک ، رسیدیم پول آشوت رو دادم بهش و برا برگشت گفتم هماهنگ می کنیم باهات و یک مقدار پول بهش دادم برا برگشتمون آشوت هم کاملا مورد اطمینان بود  ،

 خانمی بسیار مودب و و زیبا اومد استقبالمون به اسم Haykuhi و ما رو راهنمایی کرد به آپارتمان ، اون محل بعدش فهمیدیم از مناطق خیلی خوبه ایروانه . نمای بیرونی و راه پله ها قدیمی بود ولی داخل شیک و جدید یک جورایی مثل آپارتمانمون تو اوکراین بود . 

آپارتمانی دو خوابه و کاملا شیک و مرتب با همه امکانات که هیچی از هتل 5 ستاره کم نداشت و خیلی هم بیشتر امکانات داشت . از انتخابم خیلی راضی بودم در طبقه سوم بود .  رفتم طبقه زیر همکف که دفتر اون خانم اونجا بود مابقی پول 5 شب رو بهش پرداخت کردم و برگشتم بالا فقط یک کپی از یک پاسمون برداشت  500$ برای 5شب و شش روز اقامت به عبارتی برای هر نفرمون 100$ برای 5 شب که میشه هرشبش 20$ .اگه هتلی با این امکانات و مرکزیت می خواستیم بگیریم برای هر باید 100$ میدادیم پس اینجوری خیلی بصرفه تره . همه راضی بودن از آپارتمان دو خواب شیک با تخت دبل در هر خواب و سرویس کامل کمد و مبل و میز آرایش تو اتاقا و حال و پذیرایی و آشپزخونه با کل وسایل از قبیل ماشین لباسشویی ، ماشین ظرق شویی جاروبرقی و سشوار و هر چه که تو خونه خودمون هست و احتیاج دارید مهیا بود با کف پارکت چوبی و تمیز و سرویس بهداشتی و حموم مدرن و... که واقعا راحت بودیم تو این 6 روز اونجا . از لحاظ موقعیت هم 5 الی 6 دقیقه پیاده تا میدون جمهوری 10 دقیقه تا میدون اپرا ، 5 دقیقه کمتر تا بازار ورنیساژ و در کل موقعیت عالی و از نانوایی کرفته تا سوپر مارکت و مراکز خرید و همه چیز نزدیکمون ........... اسم خیابونش HANRAPETUTYAN  Str   بود.

 

اگه بالای 4 نفر هستید پیشنهاد من حتما رنت آپارتمان برای اقامت تو ایروانه ، و اینکه اصلا پیشنهاد نمی دم مسیر مرز تا ایروان رو با ماشین شخصی اومدن هم از لحاظ هزینه و هم ایمنی و جاده ........... هیچ به صرفه نیست . تو ایام عیدو زمستون هم که کلا به نظرم راه زمینی رو شخصی بیخیال شین . خیلی بصرفه تره که با سواری های کرایه این مسیر رو طی کنید اگه 4 نفر به بالا هستید . در ضمن برای کرایه ماشین تو شهر هم قیمتها مناسب و بیشتر از 1000 درام نمیشه یعنی 7000 تومان که مناسب بود واقعا .

 

یک جابجا شدیم و چایی خوردیم در ضمن آب شرب لوله کشی تو واحد خیلی سرد و گوار بود از خنک بودش زیادش تعجب کردیم . حاضر شدیم و رفتیم بیرون سمت میدون جمهوری ، هوا به شدت متبوع و عالی بود و شهر آروم و زیبا با مردمی خوش پوش و مرتب . قدم زدن در مرکز شهر ایروان که به صورت یک دایره مرکزیتش مشخصه با ساختمونهای قدیمی و چند خیایون جدید و شیک و فروشگاهای برندهای  معروف و پارکهای زیبا و میادین اصلی و .... حس خوبی داره مخصوصا تو اون هوای خوب . میدون اصلی شهر که به هراپارک یا جمهوری معروفه  اصلی ترین میدون ایروانه  شبهاش با  نمایش رقص فواره ها و پخش اهنگ و جمعیت زیبا دیدنیه و برای قدیم زدن و نشستن مناسبه

بعد یک کم پیاده روی اول رفتیم پیتزا تاشیر tashir pizza و هر کدوم چندین مدل اسلاید پیتزا با سوپ و نوشیدنی سفارش دادیم ، به نظر من قیمتهاش مناسب بود و کیفیتش و مزش معمولی ، با شنیده های قبلی انتظار بیشتری داشتم از لحاظ مزه .. ولی خیلی طرفدار داشت و شعبه هاش شلوغ بود .

ساعت 21 تا 23 هر شب رقص فواره های میدون هراپارک با پخش موسیقی آغاز می شه که به نوبه خودش جالب بود . مدتی اونجا بودیم و چون خسته بودیم برگشتیم آپارتمانمون برا استراحت . از ایروان خوشم اومده بود

از دوستان کسی اگه تمایل داشت سفری مثل ما رو تجربه کنه می تونم  راهنمایی شون کنم برای ترانسفر مرز تا ایروان و رنت آپارتمان و لیدر ارمنی مسلط به فارسی تو ایروان برای گشت و گذار ...

ادامه دارد

[ چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 11:15 ] [ یک دوست ] [ ]

سفرنامه ارمنستان زمینی

امشب اولین شب اقامتمون تو ایروانه , راه خسته کننده بود ولی با این که خسته بدیم از شهر و مردمش خوشم امد , تا بعد بادر سفرنامه از خاطرات و تجربیاتی که کسب کردم مینویسم , پنج شب و شش رو اینجاییم ...

[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 0:17 ] [ یک دوست ] [ ]

سفرنامه ارمنستان زمینی

امشب اولین شب اقامتمون تو ایروانه , راه خسته کننده بود ولی با این که خسته بودیم از شهر و مردمش خوشم امد , در روز اول ,تا بعد در سفرنامه از خاطرات و تجربیاتی که کسب کردم مینویسم , پنج شب و شش رو اینجاییم .

[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 0:15 ] [ یک دوست ] [ ]

سفرنامه نوروزی آنتالیا 2

صبح خودمون رو مهمون یک صبحانه مفصل و خوشمزه کردیم ، و بعدش رفتیم قسمت spa  و استفاده از استخر بزرگ و تمیز داخل هتل اسپایس ، و بعدش حموم ترکی و سونا و دویاره استخر ، خیلی خوب بود کلا این یک هفته کارمون شده بود همین .

استفاده از این امکانات و امکانات ورزشی رایگان بود بغیر از ماساز که هزینه جدا داشت . بعد شنا تو لابی هتل نشستیم ، بیرون نم نم بارون می یومد و هوا خیلی تمیز بود . نهار رو هم خوردیم و رفتیم استراحت سفرنامه آنتالیا زیاد مطلب برا نوشتن نداره مخصوصا ما که بیشتر هتل بودیم و فقط 3 بار ، اونم برا کنسرت و داخل شهر (مرکز خرید ) از هتل خارج شدیم . من نه  تو این سفر و نه سفر قبلی هیج جای دیدنی رو تو آنتالیا ،که  علاقه ایی  هم به به دیدنش  نداشتیم ، ندیدیم . چون هدفمون فقط استراحت بود و بس ، پس بنابراین تجربه تو هتل که هر روز تقریبا تکراریه و چند تا عکس از روزهای مختلف تو هتل می زارم ، و فقط راجع به چند مورد که تجربه اول بود برای خودم  اینجا می نویسم .

[ سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 16:51 ] [ یک دوست ] [ ]

سفرنامه نوروزی آنتالیا

با تبریک مجدد سال نو خدمت تمامی عزیزان

برنامه سفر نوروزی من چندین بار تغییر کرد تا بلاخره پس از گزینه های رومانی ، ارمنستان ، و سفر داخلی به جایی که تا تاریخ 29 اسفند اصلا فکر نمی کردم  بخوام دوباره به اونجا برم یعنی آنتالیا ، تغییر پیدا کرد .

با توجه به اینکه خودم به همه توصیه می کردم عید آنتالیا نرن برا اینکه امکان شنا در دریا و استخرهای روباز  اونجا با توجه به سردی هوا مسیر نیست ، ولی چون برنامه سفر من دقیقه نودی شد و امکان گرفتن  ویزا برا کشورهای دیگه نبود ، روز 3 فروردین  شروع کردم تحقیق راجع به هتل و پس و بررسی گزینه های بسیار زیاد و متنوع هتل در آنتالیا  ، هتل اسپایس  Hotel   Spice رو تو منطقه بلک انتخاب کردیم ، و الان که از سفر برگشتم جای همگی خالی خیلی خوش گذشت و همه چیز عالی بود ............

اینم سایت هتل  www.spice.com.tr

[ چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:48 ] [ یک دوست ] [ ]

سفری نوروزی

درود به تمامی دوستان عزیزم

سال جدید رو خدمت تمامی عزیزان تبریک می گم ، امیدوارم و آرزو می کنم روزهایی همراه با سلامتی و شادی در انتظار تک تک شما عزیزان باشه .

برای عید امسال کلی برنامه ریزی کرده بودیم ، از اقدام برای سفر به بخارست رومانی گرفته تا سفرنامه زمینی به ارمنستان ، ولی سفرم به رومانی که برای 5 فروردین بود بخاطر اجازه ندادن ورود هواپیمای ایرانی ماهان به بخارست از طرف وزارت خارجه رومانی کلا کنسل شد و چقدر که تحقیق کرده بودم راجع  به اونجا ! . و سفر به ارمنستان هم با توجه به برنامه واجب تری دیگه ایی که پیش اومد برامون کنسل شد . انشالله اگه بشه برای 6 فروردین تور آنتالیا هتل 5* اسپایس spice تو منطقه بلک رو گرفتم برای 7روز ، به همراه دوستانم  ، با این که قبلا آنتالیا رو رفتم ، ولی فکر می کنم برای استراحت و یک هفته ریلکس کردن مناسب باشه و خیلی احتیاج دارم به این ، امیدوام اگه رفتم و بسلامتی برگشتم با سفرنامش خدمت شما عزیزان می رسم .

شاد و پیروز باشید

[ سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 7:47 ] [ یک دوست ] [ ]

سفرنامه اوکراین کی یف -روز دوم

 

صبح بعد از یک خواب آروم در آپارتمان گرم و راحتمون ، خودمون رو مهمون یک صبحانه عالی از سرشیر تازه محلی و پنیر و نون مخصوص شهر کی یف کردیم  که از روز قبل از بازار Besarabsky Market که یکی از بازارهای محلی و دیدنی سرپوشیده شهر کی یف می باشد .

و از اونجا انواع میوه ، گوشت ، ماهی ، و خاویار و لبنیات محلی تازه رو می شه تهیه کرد و در ضمن دیدن این بازار  رو هم حتما پیشنهاد می کنم به همه و تست سوسیس های محلیشون که فوق العاده خوشمزه بود ، ما دو سری از این بازار خرید کردیم خوبیش هم اینه که از هر چیزی که دوست داشته باشید با خوشرویی فروشنده می تونید تست کنید و بعد خرید کنید . آدرسش هم خیلی راحت و نزدیک به آپارتمان ما بود طوری که  خیابون خرشتاتیک رو به سمت چپ از محل آپارتمان ما به طرف آرنا سیتی که می رفتیم  کمتر از 10 دقیقه راه بود .

 میز صبحونه ما

  بعد از صبحونه  حاضر شدیم برای روز دوم کی یف گردی در هوایی بسیار تمیز و عالی شهر .

[ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 12:42 ] [ یک دوست ] [ ]